همی بر شد ابر و فرود آمد آب / همی گشت گِرِد زَمین آفتاب [1]
برخی با خواندن این بیت، از «آفتاب»، مفهوم «خورشید» را برداشت می کنند، ولی آفتاب جدا از خور است، و به پرتوی خور اشاره می کند که به دور زمین می چرخد، و منظور فرزانه توس خود خورشید نیست.
ابوسعید احمد بن عبدالجلیل سِجزِی (سده چهارم هجری) از حرکت زمین دفاع کرد و ستاره سنجی (= اسطرلاب) ساخت که برپایه چرخش زمین کار می کرد. نپیگ «لأعلاق النفیسه» نوشتۀ ابن رسته اصفهانی، 7 سده پیش از کوپرنیک، نظریه های دانشمندان مسلمان ایرانی را گرد آورده است که برخی از آنان بر یک یا دو حرکت وضعی و انتقالی زمین باورمند بوده اند. این نپیگ با ترگمان جناب حسین قره چانلو از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. در برگ 33 آن آمده است: «گردشی که از ستارگان به نظر می رسد، در واقع حرکت زمین است، نه فلک خورشید». ابوریحان بیرونی در این باره فرمودن: «رد نظریه سجزی کار ساده ای نیست» [2]
فرزانه توس با دانشمند سیستانی، سِجْزِی که در شیراز و خراسان نیز مدتی زیسته، هم دوره بوده است، و به دور می نماید که فرزانه توس در اینجا به «زمین مرکزی» نمارش کرده باشد، بلکه به گردش ظاهری آفتاب به دور زمین نمارش می کند. دانشمندان آن دوره بر زمین مرکزی خُرده گرفته اند.
سپس علی بن عمر کاتبی (سده هفتم هجری)، قطب الدین شیرازی (سده هفتم هجری) و ابوالفرج بر انگاشتۀ زمین مرکزی که بطلمیوس بر آن باور داشت، خُرده وارد کرده اند، چنان که زمینه ساز کوپرنیکی گردید. ابن هیثم (354-430 هـ.ق) در نپیگ «الشکوک علی بطلمیوس» به نقد دیدگاه های وی پرداخته است. نوشته اند: «تا جایی که می دانم مسئلۀ ساکن یا غیرساکن بودن زمین در اروپا مورد بحث نبود: تصور می شد که زمین در مرکز عالم ساکن است. از طرف دیگر دستکم سه اخترشناس شرقی در نیمۀ دوم سدۀ سیزدهم، موضوع را مورد بحث قرار دادند: دو تن مسلمان به نام های علی بن عمر کاتبی و قطب الدین شیرازی، و یک سریانی، یعنی ابوالفرج. [...] شکیاتی که در این آثار عربی بیان شد بی حاصل نبود. اینها همراه با انتقاد مداوم از اخترشناسی بطلمیوسی [...] به زمینه سازی اصلاح کپرنیکی در سال 1543، یاری کرد» [3]
[1] شاهنامه، 1/6، تصحیح استاد خالقی مطلق، نیویورک: 1366
[2] القانون المسعودی، جلد دوم، فصل ششم، برگ 148، به کوشش عبدالکریم سامی الجندی، بیروت، 2002 م)
[3] مقدمه بر تاریخ علم، پوشینه 2، رویه 832، جورج سارتن، ترجمه صدری افشار، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی؛ تهران: 1383
از بزرگی پرسیدند که کدام کار بهتر؟ گفت: صحبت علما و نیکمردان.
اخلاق محتشمی، طوسی، برگ 368، چاپ 1377، تصحیح: دانش پژوه
هر که با علما مذاکره بسیار کند، آنچه داند فراموش نکند، و آنچه نداند بیاموزد
برگ 366





