میثم ططری
زیرنویس پارسی و گاه نوشته های یک میثم
 
تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۹/۰۷/۲۸

زیرنویس فارسی فیلم (Tenet (2020

هماهنگ با نسخه های BluRayHDRip - HDCam

زیرنویس از میثم ططری

نسخه های HDRip و BluRay افزون شد

IMDB



فرستنده میثم ططری
 
تاريخ : جمعه ۱۳۹۹/۰۷/۱۱

زیرنویس پارسی فیلم (A Quiet Place (2018

هماهنگ با نسخه های BluRay - WebDl - HDRip

زیرنویس از میثم ططری

IMDB



فرستنده میثم ططری

شاهکاری رازآلود و نهانگرایانه و کمابیش پیچیده و دشوار و دیریاب که سخنورِ دل آگاه و درویش کیش، سنایی، آن را در 33 سالگی خویش، در 800 بیت سروده است و سفرِ دیگرسویانه اش را در آن بازنموده است. نازنینِ غزنین، در این سفرنامه ی مینوی، نخست از رده های جان سخن گفته است و در فرجام به جانِ خردمند یا جانِ سخنگوی رسیده است و آن را، در پیکره ی پیرمردی رخشان رخ و نغز که در دلِ تاریکی های تن و جهان پیکرینه می درخشیده است، دیده است:

روز آخر به‌ راه‌ باریکی‌ / دیدم‌ اندر میان‌ تاریکی‌
پیرمردی‌ لطیف‌ و نورانی‌ / همچو در کافری‌ مسلمانی‌
شرمْروی‌ و لطیف‌ و آهسته‌ / چُست‌ و نغز و شگرف‌ و بایسته‌
زَمِنی از زمانه خوشروتر / کهنی از بهار نو نُوتر
همه دیده درونِ یک صفتش / همه دل هفت عضو و شش جهتش
گشته از نور و صفوتِ قدمش / سایه ی پشت آینه ی شکمش
سرِ آفاق بود و پای نداشت / علّتِ جای بود و جای نداشت
گفتم:‌ «ای‌ شمع‌ِ این‌ چنین‌ شب ها! / وی‌ مسیحای‌ این‌ چنین‌ تب ها!
این چه فرّ و کمال و والایی است؟ / وین چه لطیف و جمال و زیبایی است؟
گاه جویایِ پایِ چون توشه است؟ / خاکِ تیره چه جایِ چون تو مه است؟
بس گرانمایه و سبکساری؛ / تو که ای؟ گوهر از کجا داری؟»
گفت: «من برترم ز گوهر و جای؛ / پدرم هست کاردارِ خدای
اوست کاوّل نتیجه ی قِدَم است / کآفتابِ سپیده ی عدم است»

(مثنوی های حکیم سنایی، برگ 187، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، انتشارات دانشگاه تهران)


فرزانۀ شکرین گوی غزنین، پیش از فراز رفتن در آسمان ها، و دیدار از جهان روشنِ جان و خرد، به گشت و گذاری در جهان های فرودینِ تاریک می پردازد و با فروماندگان در مَغاک های تو در تویِ خاک و بندیانِ نژند و دُروَندِ چهار آخِشیجان، دیدار می کند و دوزخ نشینانِ دیوْآیین را می بیند که برپایه ی خوی و خیمِ گُجسته و گناه انگیزشان، در پیکره و ریخت ددان و دیوان به نمود می آیند. نمونه را، فزونجویانِ آزمندِ خیره خوی بدین گونه:

دیولاخی بدیدم از دوده / قومی از دودِ دوزخ اندوده
وحشیانِ سیه چو ماغ و چو میغ / بوده گه تیغ و گه چو گوهرِ تیغ
همه ساکن، چو حسِ بی خبران / همه حیران، به یکدگر نگران
همه پرباد، همچو نایْ انبان / هم چنو با سه گردن و دو دهان
گُپیانی در او دونده به تگ / سرو دُمْشان به شکل روبه و سگ
بادپیمای و کر، چو نای و چو چنگ / سرد و زرد و گران، چو مُرداسنگ
همه سر، چشم گشته نرگس وار / همه تن، دست رُسته همچو چنار
هم چنان، هر دو در نشیب و فراز / هر دو پا کرده پیشِ خلق دراز
تیزبینانِ کندچشم همه / تیره رایانِ خیره [چشم] همه
دیده هایشان، به وعده، همچو نگین / آبخورشان ز روی همچو زمین
یک رمه باشگونه و مدهوش / کرده در کار کفش عورتْ پوش.

(برگ 193)

سخنور شیرین گوی غزنین، چنین شاهکاری در جوانی می سراید که حتی زبان از ستایش آن ناتوان است. این چامه سرا، نزدیک به 2 سده پیش از سخنسرای بزرگ ایتالیا، دانته، پدیدآورندۀ «کمدی الهی»، می زیسته است. همسانی هایی میان نوشته های این دو هست که چنان می نماید دانته برای نوشتن شاهکار خود، از سنائی فرزانه الهام هایی گرفته است. اگر سرزمین های دیگر هر کدام به یک شاهکار چامه آوازه پیدا کرده اند، ایران به همه گونه سبکی، شاهکار دارد. 

 



دنباله نوشته...
فرستنده میثم ططری