میثم ططری
زیرنویس پارسی و گاه نوشته های یک میثم
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۶/۲۵

حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ شَبِيبٍ قَالَ: حَدَّثَنَا المُقْرِئُ، عَنْ حَيْوَةَ بْنِ شُرَيْحٍ، عَنْ بَكْرِ بْنِ عَمْرٍو، عَنْ مِشْرَحِ بْنِ هَاعَانَ، عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: لَوْ كَانَ نَبِيٌّ بَعْدِي لَكَانَ عُمَرَ بْنَ الخَطَّابِ قَالَ. هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ غَرِيبٌ لَا نَعْرِفُهُ إِلَّا مِنْ حَدِيثِ مِشْرَحِ بْنِ هَاعَانَ

(سنن الترمذي، ۵/۶۱۹، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي - مصر، الطبعة: الثانية، ۱۳۹۵ هـ)

یعنی: «پیامبر فرموده که اگر پس از من پیامبری می بود، قطعاً عمر بن خطاب می بود.»

یکی از راویان آن « مِشْرَحِ بْنِ هَاعَانَ » بوده است که همان کسی که بر روی کعبه منجنیق پرتاب کرد:
(الضعفاء الکبیر، ۴/۲۲۲، العقیلی، دار المکتبة العلمیة - بیروت - ۱۴۰۴هـ، الطبعة : الأولى، تحقیق: عبد المعطی أمین قلعجی)


الذهبی نیز همین را بازگفته است:
(ميزان الاعتدال، ۴/۱۱۷، تحقيق: علي محمد البجاوي، الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت - لبنان، الطبعة: الأولى، ۱۳۸۲ هـ)

ابن الجوزی راویان آن را به طریق دیگری بازگفت کرده:

أَنْبَأَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ أَنْبَأَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مَسْعَدَةَ قَالَ أَنْبَأَنَا حَمْزَةُ قَالَ أَنْبَأَنَا ابْنُ عَدِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ قُدَيْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى الْوَقَّادُ قَالَ حَدَّثَنَا بِشْرُ بْنُ بَكْرٍ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ عبد الله بْنِ أَبْيِ مَرْيَمَ عَنْ ضَمْرَةَ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ غُضَيْفِ بْنِ الْحَرْثِ عَنْ بِلالِ بْنِ رَبَاحٍ قَالَ قَالَ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: "لَوْ لَمْ أُبْعَثْ فِيكُمْ لَبُعِثَ عُمَرُ ".

خود ابن الجوزی این حدیث را نامعتبر دانسته است. وی بازگفت کرده که «زکریا بن یحیی از دروغگوهای بزرگ بود». از ابن عدی بازگفته که زکریا بن یحیی حدیث جعل می کرده است.

ابن الجوزی باز راویان این حدیث را به طریق دیگری بازگفت کرده:

قَالَ ابْن عدي وَحَدَّثَنَا عُمَرُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ مُضَرٍ الْحَلَبِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُصْعَبُ بْنُ سَعْدٍ أَبُو خَيْثَمَة قَالَ حَدثنَا عبد الله بْنُ وَاقِدٍ قَالَ حَدَّثَنَا حَيْوَةُ بن شُرَيْح عَن بكر ابْن عَمْرٍو عَنْ مِشْرَحِ بْنِ هَاعَانَ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ عَامِرٍ قَالَ قَالَ رَسُول الله قلى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ

از احمد دربارۀ عبدالله بن واقد بازگفته که گفتارش هیچ به شمار می آید. از النسائی بازگفته که متروک الحدیث است. از ابن حبان بازگفته که «استناد به حدیثِ او باطل است».

(الموضوعات، ۱-۱/۳۲۰، ابن الجوزي، تحقيق: عبد الرحمن محمد عثمان، الناشر: محمد عبد المحسن صاحب المكتبة السلفية بالمدينة المنورة، الطبعة: الأولى، ۱۳۸۶ هـ)

ابن عساکر پس از بازگویی این حدیث، از خطیب بغدادی بازگفت می کند: «هذا حديث منكر»: یعنی این حدیث منکر و باطل است.

(تاريخ دمشق، ۴۴/۱۱۶، ابن عساکر، المحقق: عمرو بن غرامة العمروي، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، عام النشر: ۱۴۱۵ هـ)

خود ابن حبان نیز گزارش می کند:
مشرح بن هاعان كنيته أَبُو مُصعب عداده فِي أهل مصر يروي عَن عقبَة بن عَامر أَحَادِيث مَنَاكِير لَا يُتَابع عَلَيْهَا روى عَنهُ بن لَهِيعَة وَاللَّيْث وَأهل مصر وَالصَّوَاب فِي أمره ترك مَا انْفَرد من الرِّوَايَات وَالِاعْتِبَار بِمَا وَافق الثِّقَات

(المجروحين، ۳/۲۸، المحقق: محمود إبراهيم زايد، الناشر: دار الوعي - حلب، الطبعة: الأولى، ۱۳۹۶ هـ)

ابن حبّان در کتاب دیگرِ خود، او را دارای اشکال می داند.

(الثقات، ۵/۴۵۲، تحت مراقبة: الدكتور محمد عبد المعيد خان، الناشر: دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند، الطبعة: الأولى، ۱۳۹۳ ه‌ـ)


شگفت است که کسی بخواهد به حدیثی ارجاع دهد که یکی از راویان آن چنین فرد نامعتبر و ضعیفی باشد! خود ترمذی نیز در ادامه حدیث می گوید که این حدیث را جز از راه مشرح بن هاعان نمی شناسیم. عمر بن خطاب تا پیش از بعثت، بخش زیادی از زندگی خود را در شرک و بت پرستی گذراند و سپس ایمان آورد. اما در میان مسلمانان چنین معروف است که پیامبران تا پیش از رسیدن به پیامبری بت‌پرست نبودند!



فرستنده میثم ططری